dinsdag 25 juni 2013

نگاهی به نتایج انتخابات

 تحلیل آماری انتخابات1392

 نگاهی به نتایج انتخابات

داریوش پاشا 

چند روز قبل با مشاهده میزان آرای شش نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران به تفکیک ۳۱ استان مختلف کشور، نتایج جالبی در  داده های بدست آمده به چشمم خورد که هرچه سعی کردم از آن بگذرم نشد، بلاخره تصمیم گرفتم خلاصه و تیتروار به چند موضوع که از زاویه جامعه شناسی قوم و قومیت در ایران حائز اهمیت است اشاره کنم:
  1. حسن روحانی : در 27 استان اول شده و تنها در چهار استان قزوین ، خوزستان ، کهکیلویه و بویر احمد و چهار محال بختیاری نفر دوم را به خود اختصاص داده ، که اتفاقا در هرچهار استان نسبت به نفر اول رای خوبی کسب کرده است.
  2. محمد باقر قالیباف : شهردار وقت تهران ، که نه تنها شناخته شده تر از روحانی بود ، بلکه با دایر کردن ستادهای تبلیغاتی در سراسر کشور ، بیشترین هزینه های تبلیغاتی را به خود اختصاص داد ، وبا استخدام نیرو در سراسر کشور  تا دو روز پیش از انتخابات ، بیشترین شانس را داشت ،تنها توانست در استان قزوین بیشترین رای را کسب کند . قالیباف در یک بازه گسترده در 17 استان دوم شده ، در 10 استان سوم و در 3 استان اصفهان ، خوزستان و کهکیلویه و بویراحمد رتبه چهارم را به خود اختصاص داده است.
  3. محسن رضائی : او  هم توانسته رتبه اول را به خود اختصاص دهد ، هم دوم ، سوم ، چهارم و هم پنجم شده است. در حقیقت در حالی گفته میشود در انتخابات دور قبل یعنی سال 88 ، چیزی در حد آراء باطله را کسب کند، در این انتخابات در سه استان خوزستان ، کهکیلویه و بویر احمد و همچنین چهار محال و بختیاری؛ خواستگاه قومی خود، گوی سبقت را حتی از روحانی ربوده ، بیشترین آرا ماخوذه را کسب کرده است ، در سه استان همجوار یعنی لرستان ، بوشهر و ایلام و همچنین در استان- شمال غرب و غیر قابل توجیه- آذربایجان شرقی  ، توانسته است رتبه دوم را به خود اختصاص دهد ، در5 استان مجاور عموما کردنشین استانهای مجاور کرمانشاه ،کردستان و آذربایجان غربی و همچنین  اصفهان و اردبیل توانسته رتبه سوم  کل آراء را کسب کرده ، و در 10 استان رتبه چهارم و در 9 استان رتبه پنجم را کسب کرده است. در کل آراء محسن رضائی واقع بینانه و قابل توجیه است ، چرا که گرچه او تمام تبلیغات خود را به مقوله اقتصاد و معیشت مردم اختصاص داده بود ، اما به خاطر ضعف اتوریته و عدم توانائی در ارائه درست برنامه هایش ، از اول هم میشد پیش بینی کرد که او تنها میتواند آرائ قومی خود را به طور اخص و سایرقومیت های ایرانی را بطور اعم به خود اختصاص دهد. او همه کاری کرد از تاسیس تلویزیون ماهواره ای گرفته تا تاختن به سایر اصولگراها ی همپیاله، اما در نهایت به خاطر محافظه کار بودن ذاتی در تمام کارهایش ناموفق و نا کارآمد بود ،و هرگز نتوانست گوشه ای از رای طبقات متوسط جامعه را به خود جلب کند ، کاری که حتی ولایتی توانست با چند جمله در مناظره سوم کاندیداها ، بخشی از توجه این طبقه را یه خود جلب نماید.
  4.   سعید جلیلی : جلیلی به عنوان تندروترین کاندید حاضر در این انتخابات ، تکلیفی بسیار روشن و شفاف داشت ، مردم ؛چه کسانی که قصد شرکت در انتخابات راداشتند و چه کسانی  که این  قصدرا نداشتند، همگی موضوع را سیاه و سفیدمی پنداشتند ، او هم خودش و هم طرفدارانش  به گونه ای بودند که جائی برای خاکستری نمی گذاشتند ، یا موافق بودند یا کاملا مخالف. او با تمام مشخصاتش در 6 استان مذهبی تر کشور توانست ، از قالیباف پیشی بگیرد و مقام دوم را به خود اختصاص دهد اما هرگز نتوانست از روحانی پیشی بگیرد. در 16 استان سوم شد و در 9 استان چهارم شد . آراء او هم با توجه به بسیج همه جانبه نیروهای تندرو که به قضیه حالتی ناموسی داده بودند و صف کشی دو روز آخرِ مخالفینش ، هزینه ها و تبلیغات یکسویه صدا و سیما و ... قابل توجیه و منطقی بنظر میرسد.
  5. علی اکبر ولایتی :  او در 9 استان چهارم شده و در 22 استان پنجم.
  6. سید محمد غرضی : او در تمام  استانها ششم شده است.                                                                       
ادامه دارد.
                25 .06 . 2013

Geen opmerkingen: