woensdag 14 augustus 2013

تجاوز به 10 زن در برابر همسرانشان

معاون قضائی رئیس کل دادگستری استان خوزستان از اعدام 6 متجاوز در زندان کارون اهواز خبر داد که 10 زن را در برابر همسرانشان مورد آزار و اذیت قرار داده بودند.یکی از اعضای این باند درباره جزئیات جنایت خود گفت:  40 روز قبل از دستگیری ساعت 12 ظهر با یک خودروی پژوی مشکی در منطقه روبرو شدیم که دختر و پسر جوانی سوار آن بودند سه نفری به این خودرو حمله کرده و با تهدید چوب و ضرب و شتم راننده را به داخل دره ای در آن منطقه برده و بعد به همسرش تجاوز کردیم. زن جوان با التماس از ما می خواست که طلاهایش را بگیریم اما با او کاری نداشته باشیم اما ما بدون توجه به التماس های زن جوان او را مورد آزار و اذیت قرار داده و بعد طلاهایش را سرقت کردیم .
10 روز بعد دختر و پسر دیگری را دیدیم که 4 نفری به خودروی آنها حمله کرده و پس از شکستن شیشه خودرو راننده را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و در مقابل او نامزدش را مورد آزار و اذیت قرار دادیم. پس از تجاوز طلاهای زن جوان را سرقت کردیم. در جریان سرقت گوشواره های زن جوان یکی از اعضای باند به نام علی چنان وحشیانه عمل کرد که گوش های او دچار جراحت شدید شد. در جریان آخرین  تجاوز نیز قربانی خود را بر روی زمین کشیده که رد خون باقی مانده در محل مربوط به جراحت های بدن او می باشد.
این مقام قضائی ادامه داد: اعضای این باند در بازجویی ها به 10 فقره تجاوز به عنف اعتراف کردند که در خصوص شگردشان مدعی شدند با موتورسیکلت در مناطق گردشگری اطراف شوشتر پرسه می زدیم و با کمین در میان تپه ها قربانیان خود را از میان زوج های جوان شناسایی و در فرصتی مناسب آنها را به محاصره خود در می آوردیم. برای این که آنها در برابر ما مقاومت نکنند فضای رعب و وحشت را در منطقه ایجاد می کردیم.
 با تایید حکم اعدام در  دیوان عالی کشور و تنفیذ رئیس قوه قضائیه 6 مرد متجاوز سحرگاه امروز در زندان کارون اهواز به دار مجازات آویخته شدند.
حالا سوالی که ذهن مرا به خود مشغول کرده ، این استکه در مملکتی که یک زوج جوان ، امنیت جانی و روانی لازم را برای گردش و تفریح سالم نداشته باشند ،زیرا عده ای در خیابانهای خلوت شیراز به زنان و دختران تجاوز میکنند ، عده ای عقده ای به باغ مردم هجوم برده ، به زنان و دختران یک مهمانی در برابر دیدگان برادر و همسرانشان به آنان تجاوز می کنند ،امام جمعه شهر هم تقصیر را به گردن خودشان می اندازد که نباید مهمانی میگرفتند! وهر روز در اخبار به تجاوز به  دختران در مسیر کار یا دانشگاه برمیخوریم و عده ای در پارکهای تفریحی شمال کشور شبانه به خانوادهها هجوم برده ضمن غارت ودزدی ، به زنان و دختران آنان در برابر دیدگان کودکان خردسالتجاوز میکنند و الی آخر .
چگونه یابد زیست!!؟! چکار باید کرد؟!!!! 
گاه از خود شرمنده میشوم که هموطنانی اینچنین دارم ، هر چند در جامعه هفتاد و چند میلیونی وجود افرادی با ضریب هوشی پایین و دارای مشکلات عدیدهء روانی دور از ذهن نیست ، اما تکرار مکررات - سپس تاخیر پلیس در ایجاد امنیت - چیزی نیست که براحتی بتوان از آن گذشت. انگار سالها از تمدن بشری عقب افتاده ایم.
چند سال پیش خبری در روزنامه ها خواندم ، که تا امروز با دیدن هر خبر از این دست ؛ بیاد آن خبر مشمئز کننده می افتم: در تهران نزدیک 20 جوان در حوالی تهرانپارس ، پسربچه های جوان را دزدیده به پارک چیتگر برده ، پس از شکنجه های فراوان - با چاقو - و پس از اینکه خون تمام وجود این بچه ها را احاطه میکرد ، دستجمعی به آنان تجاوز کرده ، سپس آنها را آتش میزدند! . تاسف آورتر از این خبر ، هرگز وجود نداشته و ندارد ، زیرا اگر یک یا دو نفر در موقعیتی خاص دست به این گونه وحشی گری ها زده بودند ، میشد به آن نام جنون آنی داد و غیره . اما تکرار یک کار وحشیانه مشابه توسط بیش از 20 جوان به مدت چند سال و کشتن بیش از 60 کودک - گفته میشد تعداد از صد نفر بیشتر بوده - در این بازه زمانی و به این شکل را چه میتوان نامید : 
جزء انحطاط جامعه  در آخرین حد ممکن.

Geen opmerkingen: