vrijdag 19 juli 2013

دست و پا زدن برای ماندن در کاخ ریاست جمهوری

در روزهای پایانی دولت احمدی نژاد اقدامات عجیب او هر روز شکل تازه ای به خود می گیرد. در تازه ترین اقدام که سعی شده چراغ خاموش و بی سر و صدا انجام شود، معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری به بهانه بهره مندی از تجربیات!!!!!! روسای جمهور سابق و پیگیری امور اجرایی مربوط به آن ، اقدام به ایجاد تشکیلاتی جدید در ساختار نهاد ریاست جمهوری با عنوان «دفتر رئیس جمهور سابق»!  نموده است.  در این ساختار جدید که به بقایی معاون اجرایی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری برای اجرا ابلاغ شده است، شرح وظایف دفتر رئیس جمهور سابق و تشکیلات تفصیلی و ساختار دفتر رئیس جمهور سابق!!!! با 25 پست سازمانی .!!!!!!!!- این تعداد هیچ ربطی به مخافظین و پرسنل دفاتر دیگر او ندارد-مشخص در نظر گرفته شده است. جای این سوال باقی است که چرا آقای احمدی نژاد 8 سال قبل به فکر استفاده از تجربیات روسای جمهور سابق برنیامد و حتی ساختمان گفتگوی تمدن ها که در اختیار رئیس جمهور سابق( خارج از نهاد ریاست جمهوری) بود را از وی گرفت ، گفته میشود احمدی نژاد تهدید کرده بود اگر تا چند روز دیگر ساختمان خالی نشود ،  به زور آنرا خالی میکند. خاتمی که خود مبتکر نظریه گفتگوی تمدن ها در سازمان ملل بود ، این دفتر را در سالی که سازمان ملل ، آن سال را سال گفتگوی تمدن ها نامیده بود ، و یک دفتر با پرسنل و بودجه مشخص در مقر سازمان ملل به همین موضوع اختصاص داده و خاتمی را مسئول آن نهاد کرده بود ، ساختمان مورد اشاره را در ایران راه اندازی کرد ، پس از پایان ریاست جمهوری اش انتظار داشت ، حالا که بودجه این مکان را سازمان میدهد ، گاه در دفتر تهران و گاه ژنو به تحقیق و پژوهش فعالیت دیگر برسد  ، اما احمدی نژاد که فکر میکرد حال که رئیس شده ، میتواند در ایران و ژنو جولان دهد ، خاتمی را به زور از ساختمان بیرون انداخت. اما پس از ایتکه فهمید کسی او را تحویل نمی گیرد ، کلا سازمانی که مسئولش کس دیگری بود را هم ملغی کرد.
حالا که دیگر 8 سالش تمام شده و بنظر هم نمی رسد ، در جائی دیگر هم پستی به او از طرف رهبرواگذار شود ، میخواهد بزور با هر جان کندنی که شده ، در کاخ ریاست جمهوری بماند و نه تنها برای خود ، بلکه برای بیش از 25 نفر از نزدیکانش - مشائی ، بقائی ، ثمره و ...- جائی در همین ساختمان دست و پا کند ، این موضوع مرا یاد کسی انداخت که بیکار بود ، هر روز میرفت اداره مرکزی پست و با ارباب رجوع و کارمندها صحبت میکرد پس از مدتی یک چهار پایه هم با خود میبرد ، و مینشست ، چند ماه بعد شبها چهارپایه را همانجا میگذاشت ، پس از دو سال رفت و به اداره کار شکایت برد ؛که 2 سال است حقوق مرا نمی دهند ، بازرس اداره کار در تحقیقات نوشت که ایشان کارمند اداره پست بوده ،چون مردم همه او را میشناسند ، در نهایت اداره پست مجبور یه پرداخت حقوق و مزایا شده ،  جریمه ای هم پرداخت کرد.
حالا میترسم پس از چند سال که احمدی نژاد در ساختمان ریاست جمهوری چهارپایه گذاشت ، ادعا هائی بکند که به عقل هیچ عاقلی نرسد!

Geen opmerkingen: