
درحالیکه حمیدرضا ترقی عضو هیات موتلفه گفته: «حضور یا عدم حضور خاتمی در تحلیف مهم نیست»، به نظر میرسد حضور یا عدم حضور چند فروند «گوجهفرنگی» خیلی مهم است، که چند روزی کل کشور را درگیر خودش کرده. در این زمینه خباز، نماینده سابق مجلس، گفته: «نمیگذارند حسینیان با گوجهفرنگی وارد مجلس شود! » ما تصمیم داریم راهکارهایی برای جلوگیری از ورود گوجهفرنگی و همچنین راهکارهایی برای آزار و اذیت غیرگوجهای جک استراو ارائه کنیم: راهکارهای جلوگیری (چرا اینطوری نگاه میکنید؟ منظور جلوگیری از ورود گوجه به مجلس است):
1. به آن دانشمند فرهیختهای که در سکوت کامل خبری ماشین زمان را با 100هزار تومان اختراع کرد که ریا نشود و خبرگزاری فارس این همه تواضع او را تاب نیاورد و ماجرا را رسانهای کرد، سفارش دهند یک دستگاه «مادون گوجه» اختراع کند و مقابل گیت ورودی مجلس قرار دهد.
2. تمام گوجهفروشیهای شهر موظف به نصب دوربین مداربسته شوند. هر گوجه فروش، در پایان ساعت کاری، فیلم متقاضیان گوجه را به نزدیکترین کلانتری محل تحویل دهد.
3. گوجه فروشها، تنها با ارائه کارت شناسایی معتبر و خوانا توسط مشتری، به آنان گوجه بفروشند.
4. مثل ارز که سقف خرید داشت، برای گوجهفرنگی هم برای هر خانوار، تا سقف دو کیلوگرم محدودیت بگذارند.
5. دایره تجسس اداره آگاهی، موظف شود ظرف یک هفته، عوامل احتمالی «اخلال گوجه ای» مراسم تحلیف را شناسایی و به نهادهای «زیرنظر گیر» معرفی کنند، تا تحرکاتشان «زیرنظر» گرفته شود.
6. هنگام ورود نمایندگان، از آنان تفتیش بدنی به عمل بیاید و هرگونه اسلحه گرم نظیر تخممرغ پخته و اسلحه سرد نظیر گوجهفرنگی گندیده ضبط شود. راهکارهای آزار و اذیت غیرگوجهای:
1. استعمال و پرتاب گوشیهای تلفن غیردوربیندار و غول، موسوم به «گوشت کوب»!
2. ارسال لیزر به چشم جک استراو در طول مراسم
3. سردادن شعارهای پرمایه و مغزدار نظیر «دانکی دانکی»، «در اول در دوم میدهد شیرین پلو، استراو کیفتو بردار و برو»، «هووووووو»، «استراو یادت باشه، جلیلی سرورته» و «هی سفارتم سفارتم سفارتم این بود سفارتت؟ جماعت اومد، پرید توو سفارتت!»
4. دعوت از دیپلمات برجسته و کهنه کار ایران در برزیل و تاکید بر اختلافات فرهنگی فی مابین. (لازم نیست به فاز عملی ورود کنیم. همین که در فاز تئوریک اختلافات فرهنگی را تشریح کرده و دیپلمات مزبور حضور داشته باشد، بار روانی چنان سنگینی بر دوش استراو میگذارد که بیا و ببین! )
5. گذاشتن صندلی آقای کوچکزاده کنار جک استراو. همین. کار دیگری لازم نیست.
دیالوگ آموزشی- احتیاطی:
دیالوگ1: - ئه! ببینم تو تیر خوردی؟! داره ازت خون میره! - نه نه! صداشو در نیار، یه گوجهفرنگی توی جیب پیرهنم جاسازی کرده بودم، لعنتی عمل کرد! دیالوگ
2: - ببین، فکر کنم که چیز شدی... چی میگن... چیز دیگه... - آها اینو میگی؟! نه چیزی نشده! یه تخممرغ توی جیب شلوارم کار گذاشته بودم منفجر شد شلوارم مصدوم شد. نریشین: نماینده عزیز، هنگام استعمال از گوجه و تخممرغ، جدا احتیاط کنید.
Geen opmerkingen:
Een reactie posten